نامه ای به فرزندمان
این نوشته خیلی برام جالب بود گذاشتم تو وبلاگت امیدوارم که پسرم تو هم من و بابایی رو در دوران پیری درک کنی. فرزندم وقتی من پیر میشوم. امیدوارم من را درک کنی و با من صبور باشی. اگر بشقابی را شکستم یا سوپ را روی میز ریختم به این دلیل است که قدرت بینایی من کم شده است. امیدوارم در آن شرایط روی من فریاد نکشی افراد پیر خیلی حساس هستند. خیلی افسرده و غمگین میشوند وقتی که رویشان فریاد میکشید. وقتی قدرت شنوایی من کمتر شد،من نمیتوانم بشنوم که تو چه میگویی. امیدوارم که مرا کر صدا نکنی تکرار کن آنچه را که گفتی یا آنرا برای من بنویس. فرزندم من متاسفم من در حال پیر...
نویسنده :
مامان و بابا
21:35








